تبليغاتX
ازاد بیندیشیم

ازاد بیندیشیم

آرامش پرواز

بگذار برگردم

جای من اینجا نیست

تمام هوای اینجا پر قاصدهایی است

که خبر می آودرند

از گل واشده دور ترین بوته خاک

بگذار برگردم

جای من اینجا نیست

وصلتی نیست میان من و اینجا

من و اینجا از هم دوریم

من و اینجا با هم دشمن

در من این وحشت بودن

در من این شوق پریدن

تنها بگذار برگردم

جای من اینجا نیست

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم شهریور 1388ساعت 13:11  توسط   | 

قلم

سنگین می شود

لحن سپید این همه کاغذ

از هجوم بی امان  این همه کلمه

و انگار قلم

در تجسم زندان کلمات

ماهرانه

قصد ایستادن ندارد

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم شهریور 1388ساعت 13:2  توسط   | 

کلمات

متاسفم

این سرنوشت محتوم شماست

از همان لحظه بی مانند تاریخ که زاده شدید

زندانی زاده شدید

گاهی بر سنگی

گاهی بر خشتی

گاهی بر کاغذ

متاسفم از این همه زندان در طول تاریخ

آه ای لغات معصوم

ای پیام آوران آزادی

من متاسفم

شما حتی در ذهن من هم در زندانید

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم شهریور 1388ساعت 12:59  توسط   | 

تنهایی

سلام

کسی اینجا نیست ؟

من اینجا گم شده ام

من اینجا

از متن خاطرات زمین دلگیر

آشنایی هست ؟

من از افتادن نمی ترسم

و حتی از رفتن

من از تنهایی بی رنگ می ترسم

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم شهریور 1388ساعت 12:55  توسط   | 

کودکی

مسیر نگاهت را دنبال کردم

به انتهای کوچه رسید

دست راست

چرخید درست سمت خانه کودکیمان

و چشم گذاشت

بر همان درخت همیشگی

که با هم چشم می گذاشتیم

و من تو را سخت پیدا می کردم

و تو چه آسان

من هنوز هم مسیر نگاهت را دنبال می کنم

باور می کنی ؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم شهریور 1388ساعت 12:47  توسط   | 

باران خورشید

باران طلایی خورشید

از نازکی ابر گذشت

قاصدک تنها ماند

قاصدک نجوا کرد

آرام آرام

چونان زمزمه باد

در گوش خورشید

من از رفتن نمی هراسم

فردای بهار

زمان طلوع سبزینه های بهاری

چون من

هزاران هزار خواهد روییدژ

من از رفتن نمی ترسم

ترسیدن گناه است .

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم شهریور 1388ساعت 12:43  توسط   | 

من رای میدهم . تو هم رای بده

من رای میدهم تو هم رای بده  چون به قول مخملباف برام مهمه که راننده ماشینی که توش نشستم کیه .

من رای میدهم تو خم رای بده چون باور دارم که آزادی یک کلید نیست که با زدن آن مردم آزاد شوند چون باور دارم آزادی دارویی است که باید ذره ذره به این بیمار داد تا دارو باشد و درمان برای استبداد و استثمار سالهای دور.

من رای میدهم تو هم رای بده چون آزادی و پیشرفت در گرو قدم برداشتن و باور داشتن در این است که ما می توانیم آن را انجام دهیم .

من رای میدهم تو هم رای بده چون تنها و تنها از طریق رای دادن است که می توان به شیوه ای هوشمندانه و با کمترین هزینه نظر خود را اعلام کنیم .

من رای میدهم تو هم رای بده جون من . تو اگر ما بشویم دشمن خانه اش ویران است .

من رای می دهم تو هم رای بده چون این تنها راه نجات است .

من رای می دهم تو هم رای بده تا با حظور من و تو اکثریت به حق خویش برسد و اقلیت به خانه برود .

من رای میدهم تو هم رای بده و بیا تا بر سر این پیمان باشیم و با آینده خود قهر نکنیم بر رای خود پافشاری بکنیم تا به چیزی که می خواهیم . شایسته آن هستیم برسیم .

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم خرداد 1388ساعت 11:34  توسط   | 

دو کلام با معلم

با من روراست باش معلم من

گوش من دیگر

افسانه های رنگین دارا و سارای انار به دست را باور ندارد

چرا که چشمانم

خوب می بیند

میبیند دارای معتاد خمار را

بی خانه را

و سارایی را که تن فروشی می کند

برای لقمه ای نان

افسانه است به خدا این دارا و سارای انار به دست

چون خود تو

معلم من

پس از سالها خون دل خوردن

برایت تنها

خس خس سینه و سفره خالی از نان شبانه

باقی مانده است .

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم خرداد 1388ساعت 11:25  توسط   | 

دوستی

من از مستی چه می خواهم ؟

تو را ای دوست

من از این دوستی چه می خواهم ؟

دمی مستی

خرابم کن

خراب شانه هایت کن

کزین خانه خرابی

به جز مستی

دگر چیزی نمی خواهم

ای دوست

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم خرداد 1388ساعت 11:21  توسط   | 

باز هم برای او که زود رفت

آن مرد رفت

آن مرد که دیری رنج مردم بر دوش کشید

فردا

بر دوش مردم

خواهد رفت

و رنج نبودنش

بر دوش مردم

تا ابد سنگینی خواهد کرد .

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم خرداد 1388ساعت 11:13  توسط   |